على ربانى گلپايگانى

102

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

كالشدّة و الضعف ، و التقدّم و التأخر ، و القوّة و الفعل ، و غير ذلك ، فهي حقيقة واحدة متكثّرة في ذاتها ، يرجع فيها كلّ ما به الامتياز إلى ما به الاشتراك ، و بالعكس ، و هذا هو التشكيك . ترجمه و توضيح : فصل پنجم : وحدت تشكيكى حقيقت وجود قائلان به اصالت وجود اختلاف نموده‌اند ، پس برخى از آنان به اين نظريه قائل شده‌اند كه : « وجود ، حقيقتى واحد و مشكّك » است و آن به حكيمان پهلوى فارس نسبت داده شده است . پس وجود در نظر آنان به خاطر اين‌كه به خودى خود ظاهر ( منشاء اثر ) است و ظاهركنندهء غير خود كه ماهيات هستند نيز مىباشد ( آثار وجودى به واسطهء وجود به ماهيات نسبت داده مىشوند و اين همان نظريه اصالت وجود است ) ، مانند نور حسّى است كه به خودى خود ظاهر بوده و غير خود يعنى اجسام كثيف ( نه آنها كه بسيار شفّاف هستند و ديده نمىشوند ) را براى ديدگان ظاهر مىسازد . پس همان‌گونه كه نور حسّى يك نوع است و حقيقت ( ويژگى بارز ) آن اين است كه به خودى خود نمايان بوده و غير خود را ( هم ) نمايان مىكند ، و اين معنا در همه مراتب شعاعها و سايه‌ها با كثرت و اختلافى كه دارند ، تحقق دارد ، پس نور شديد در نور بودن ، شديد است . همان نور بودنى كه در آن با نور ضعيف شريك است و نور ضعيف ، در نور بودن ضعيف است كه در آن با نور شديد شريك است . پس شديد بودن نور شديد ، جزء مقوّم حقيقت آن نيست تا اين‌كه نور ضعيف از نور بودن خارج گردد و ( نيز شديد بودن ) وصفى خارج از حقيقت نور هم نيست ( وصف شدت از سنخ نور است نه واقعيت ديگر ) و صفت ضعيف بودن نور ضعيف ، قادح در نور بودن آن نمىباشد و نه ( به معناى اين است كه ) نور ضعيف